Quarterly Journal of

Research in School and Virtual Learning Year 3- Number 10 (P 71-78)

فصلنامه علمی پژوهشی 

پژوهش در یادگیري آموزشگاهی و مجازي سال سوم – شماره دهم (ص 71  – 78)

 
 

اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش افسردگی دانشجویان دانشگاه پیام نور 

 

طاهر محبوبی*1؛ حسین سلیمی2؛ سید عدنان حسینی3؛ کمال محبوبی4 

1.          استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشگاه پیام نور

2.          دانشجوي دکتري، روان شناسی تربیتی، دانشگاه لرستان

3.          دانشجوي دکتري، روان شناسی تربیتی، دانشگاه تبریز

4.          کارشناس ارشد، برنامه ریزي آموزشی، مدرس مدعو دانشگاه پیام نور  تاریخ دریافت: 12/03/1394            تاریخ پذیرش: 05/09/1394

 

 

The Effectiveness of Emotional Self – Control Training on Reduction of the

Depression of Students in Payame Noor University

 

  1. Mahboobi*1; H. Salimi2; S.A. Hoseini3; K. Mahboobi4
  2. Assistant Professor, Educational Sciences, Payame Noor University
  3. D Student, Educational Psychology, Lorestan University
  4. D Student, Educational Psychology, Tabriz University 4. M.A., Educational Planning, Payame Noor University

Received: 2015/06/02            Accepted: 2015/11/26

 

 

 

 

Abstract

The purpose of this study is to determine the effectiveness of Emotional self – control training on reduction of students Depression in Payame Noor University of Bukan. For this, 40 students were randomly selected as the sample group. This is a semi-experimental research with a pre-test, post-test plan and a control group. Questionnaire based on bullying Scale Hamilton (1960) were used as research tool. The program was presented to students during 10 sessions (each 60 min) in five weeks. The sample group was randomly divided into two 20 person groups, (an experimental group and a control group). The experimental group was taken under Emotional self- control training, while the control group was not. Data analysis with descriptive statistics (Mean, Standard Deviation) and inferential statistics (Covariance Test) was performed using SPSS software. The results of Analysis of Covariance Test (p<0.05) for the dependent group, to determinate the effect of Emotional self- control training, showed that applying this program as an effective intervention reduced Depression in the testing phase and follow-up.

 

Keywords: Emotional, Self – Control Training, Depression, Payame Noor University.

 

 

چکیده

هدف  پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش افسردگی دانشجویان دانشگاه پیام نور بوکان بود. بدین منظور 40 نفر انتخاب و به عنوان نمونه منظور گردیدند. روش تحقیق در این مطالعه از نوع نیمه  آزمایشی با طرح پی شآزمون – پس آزمون با گروه گواه بود و از مقیاس هامیلتون (1960) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. برنامه آموزش خودکنترلی هیجانی طی 10 جلسۀ 60 دقیقه اي و در مدت پنج تهف ۀ متوالی به دانشجویان ارائه گردید. بدین منظور نمونۀ تحقیق به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفري (یک گروه آزمایشی و یک گرو ه گواه) گمارده شدند. گروه  آزمایشی، تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفت، درحالی که گروه گواه در معرض هیچ مداخله اي قرار نگرفتند. داده هاي به دست آمده با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون کوواریانس) به وسیلۀ نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس و در سطح 05/0< pابري گروه وابسته به منظور تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی نشان داد که این کاربندي توانسته است  بهعنوان مداخل هاي مؤثر موجب کاهش افسردگی دانشجویان هم در مرحله آزمایش و هم در مرحله پیگیري شود.

 

واژه هاي کلیدي: خودکنترلی هیجانی، افسردگی، دانشگاه پیام نور.

 

 

 

 

* نویسنده مسئول: طاهر محبوبی

*Corresponding Author: m_taher858@yahoo.com

 

مقدمه  افسردگی یکی از شایع ترین تشخیص هاي اختلالات روانی است و گزار شها نشان می دهد که در حدود یک سوم جمعیت جهان در مقاطعی از زندگی خود از یک دورة خفیف افسردگی رنج می برند. افسردگی چهارمین عامل عمدة بیماري ها در جهان است که به تنهایی بزرگ ترین سهم بیماري هاي غیر کشنده را به خود اختصاص می دهد (منتظري و همکاران، 1392). آمارها حاکی از آن است که در حدود 20 درصد افراد بزرگ سال در طول عمر خود دچار یک اختلال خلقی نیازمند به درمان و هشت درصد آنان نیز مبتلا به اختلال افسردگی عمده می شوند. سازمان بهداشت جهانی براي سال 2020 برآورد کرده که افسردگی دومین علت عمدة بیماري در سراسر جهان خواهد بود (علوي و همکاران، 1390). در ایران هم بر اساس مطالعه ملی بیماري ها و آسیب ها افسردگی سومین مشکل سلامتی کشور است و در بررسی ها شیوع افسردگی در پنج تا 25 درصد مردان، 10 تا 25 درصد زنان و در مجموع 18 درصد کل افراد جامعه گزارش شده است (صالحی و همکاران، 1391). افسردگی با ویژگی هایی مانند شیوع بسیار بالا (کسلر و همکاران، 2003)، عموماً عود کننده (کاپلفر، 1991) و با مشکلات بالقوه مزمن مشخص می شود (کلر و همکاران 1992، به نقل از برکینگ و همکاران[1]، 2014). بر طبق راهنماي تشخیص و آماري اختلالات روانی (DSM-IV) بیماري افسردگی اساسی باید لااقل پنج علامت را در دوره اي دو هفته اي داشته باشد، خلق افسرده در اکثر اوقات روز، کاهش علاقه مندي یا لذت بردن از همه یا تقریباً همه فعالیت ها، تغییرات اشتها و وزن، تغییرات خواب و فعال یت، فقدان انرژي، احساس گناه، مشکل در تفکر و تصمیم گیري و افکار عودکنندة مرگ یا خودکشی (شاره، دولتشاهی و کاهانی، 1392، به نقل از منتظري و همکاران، 1392). در این میان دانشجویان از جمله گرو ههاي مهم در خطر افسردگی به شمار می آیند چرا که دانشجویان براي ورود به دانشگاه و عبور از سد کنکور و نیز موفقیت در امتحانات دورة تحصیل در دانشگاه، متحمل سختی هاي زیادي از جمله بی خوابی طولانی مدت و پرهیز از سرگرمی ها می شوند. این استر سها می توانند اثرات قابل توجهی بر روي سلامت روان آنها بگذارد. همچنین شرایطی مانند آشنا نبودن با محیط دانشگاه یا فرهنگ حاکم بر منطقه در صورت غیر بومی بودن، جدایی و دوري از خانواده، نداشتن علاقه به رشتۀ تحصیلی و نیز ناسازگاري باسایر افراد محیط می تواند خطر ابتلا به ناراحتی هاي روانیمانند افسردگی را در دانشجویان افزایش دهند. به علاوهدانشجویان در انتهاي دوران تحصیلی خود با دو موضوع استرس زاي مشترك در بین تمام جوانان شامل انتخاب شغل، ازدواج و انتخاب همسر آینده مواجه هستند که این شرایط خاص می تواند درصد بالاي ابتلا به افسردگی در میان دانشجویان را توضیح دهد (منتظري و همکاران، 1392). زمانی که افسردگی درمان نشود یا درمان آن ناکارآمد باشد ممکن است به بروز رفتارهاي ناسازگارانه اي منجر شود که به نوبۀ خود مشکلات عمدة بیشتري را سبب  میشوند. گستردگی مسئلۀ افسردگی و بار قاب لتوجهی که این بیماري به فرد، نظام سلامت و جامعه تحمیل  میکند سبب شده که شیوه هاي درمانی متعددي اعم از دارودرمانی و روا ندرمانی براي آن ارائه شده و مورد بررسی قرار گیرد. علی رغم وجود شواهدي مبنی بر کارایی درمان هاي موجود در افسردگی (کاجپرس، 2013)، این اثربخشی نسبی بوده و بسیاري از بیماران درمان شده با این روش ها در دستیابی به بهبود کامل ناموفق بوده اند (پرسی و لوپر، 2002) و هنوز هیچ درمانی وجود ندارد که بتوان آنها راه حلی قطعی براي مشکل افسردگی دانست (برکینگ و همکاران، 2014). این نتایج به نابسنده بودن درمان هاي کنونی و نیاز به درما نهاي مؤثرتر براي این اختلال اشاره دارند. در سال هاي اخیر موضوع نقص در مهارت هاي تنظیم هیجانی و به کارگیري راهبردهاي مبتنی بر تنظیم هیجان براي ارتقاي کارایی مداخلات موجود مورد بحث قرار گرفته است (برکینگ و پرمن، 2012).

در واقع شیوع بالاي اختلالاتی مانند افسردگی و اضطراب و سایر مشکلات هیجانی و تأثیر آنها بر روي عملکرد کلی (فردي، خانوادگی، شغلی و اجتماعی) فرد سبب شده تا محققین عوامل مرتبط با ظهور این مشکلات را مورد توجه قرار دهند. در این راستا یکی از عوامل اساسی دخیل در بروز و تداوم افسردگی وجود نوعی اختلال در تنظیم هیجانی ذکر شده است (گراس، 2007؛ برکینگ و همکاران، 2014). پژوهش هاي اخیر به طور فزاینده اي بر نقش مشکلات مرتبط با تنظیم هیجان در تجربه و سبب شناسی اختلالات افسردگی و دیگر اشکال آسیب شناسی روانی تأکید می کنند (گرانفسکی و کراییچ، 2006؛ گراس و مونز 1995؛ هایس و فلدمن، 2004؛ لیورانت، 2002، به نقل از علوي و همکاران، 1390). یافته ها نشان داده اند که تنظیم هیجانی مؤثر، براي سلامت ذهنی و روانی حیاتی است و داشتن مشکل در تنظیم هیجانیبا گستر هاي از مشکلات روا نشناختی مانند آسیب زدن عمديبه خود و دیگران (باك هالت و همکاران، 2009)، افسردگی و اضطراب (سیسلر، اولاتونجی، فلندر و فورسیس[2]، 2010)، اختلالات شخصیتی گسترده (گراتز و همکاران، 2006)، مشکلات رفتاري مانند سوء مصرف مواد (کان و دیمیتروف[3]، 2010) و مشکلات اجتماعی مانند روابط ضعیف با همسالان

(فوسکا، 2008) در ارتباط است. این یافته ها شواهدي را براي تأیید این فرضیه که نقص در کنترل هیجانی می تواند در ایجاد و پیشرفت افسردگی نقش داشته باشد را فراهم  میکنند. مطالعات آزمایشی مختلف هم نشان داد هاند که افراد افسرده در به کارگیري استراتژي هاي مناسب کنترل هیجان مشکلات فراوانی دارند (لیورنت و همکاران[4]، 2010) و به حالات خلقی منفی با استراتژي هاي کنترل هیجانی ناکارآمد جواب می دهند (هرنینگ و همکاران، 2010). به علاوه مطالعات طولی مختلف در این حوزه نشان داد هاند که شدت نشانه هاي افسردگی با آگاهی هیجانی پایین فرد در ارتباط است (رود و مک کارتی، 2003، به نقل از برکینگ و همکاران، 2014). در واقع نشانه هاي اصلی افسردگی یعنی کاهش علاقه و لذت در فعالیت هاي روزانه و خلق هیجانات منفی، پایدار و فزاینده در فرد می توانند نشانگر این قضیه باشند که اختلال در هیجانات فرد می تواند نقش مهمی در پیشرفت و تداوم افسردگی ایفا کند (کمپل-  سیلز و همکاران، 2006، به نقل از پاترون و همکاران[5]، 2014)؛ بنابراین به نظر می رسد انجام مداخلاتی در راستاي ارتقاي سطح خودکنترلی هیجانی در افراد افسرده ضروري می نماید. خودکنترلی هیجانی، را هاندازي، افزایش دادن، حفظ کردن و یا کاهش دادن هیجانات مثبت و منفی خود، در پاسخ و متناسب با رخدادهاي محیطی است (پاروت، 1993، به نقل از چمبرز، گالون و آلن[6]، 2009). به بیان دیگر خودکنترلی هیجانی فرآیندي منحصربفرد و یگانه براي تعدیل تجارب هیجانی خود به منظور دستیابی به مطلوبیت اجتماعی و قرارگیري در یک وضعیت روانی و جسمانی آماده براي پاسخگویی مناسب به تقاضاهاي درونی و بیرونی است (هوانگ، 2006). از خلال بررسی ادبیات پژوهشی تصور می شود که سه مهارت اصلی تنظیم هیجانی یعنی آگاهی هیجانی، پذیرش هیجانی و به کارگیري استراتژي هاي متنوع تنظیم هیجانی زمینۀ تنظیم هیجانی سازگار را فراهم میکنند. آگاهی هیجانی به معناي توانایی تشخیص و توصیف تجارب هیجانی و فهم و آگاهی از پاس خهاي هیجانی است (گرینبرگ، الیوت و پوس[7]، 2007). آگاه بودن از پیا مهایی که هیجانات ارسال  میکنند به افراد کمک می کند تا منطبق با این پیا مها و نیازهاي مربوط به آنها رفتار خود را هماهنگ کنند. پذیرش هیجانی هم به معناي مواجهه و برخورد غیر قضاوتی با تمام هیجانات بدون نشان دادن واکنش هاي منفی در مورد هیجاناتی خاص است. به علاوه تنطیم هیجانی مؤثر، مستلزم دستیابی به استراتژي هاي متنوعی از کنترل هیجانی است که در تعدیل هیجانات درونی و رفتارهاي بیرونی نقش ایفا می کنند. این دسترسی به استراتژي هاي متنوع در خصوص تنظیم هیجانی به افراد اجازه می دهد واجد نوعی از تجارب هیجانی شوند که متناسب با نیاز هر موقعیت خاص باشد (باتلر و همکاران، 2003).

در این راستا تئور يها و تحقیقات اخیر شواهدي را براي تأیید این فرضیه که نقص در کنترل هیجانی  میتواند در ایجاد و پیشرفت افسردگی نقش داشته باشد را فراهم می کنند و از تأثیر  بهکارگیري راهبردهاي تنظیم هیجانی مانند راهبردهاي پذیرش هیجانی و اجراي مداخلاتی سامانمند که سبب افزایش قدرت کنترل هیجانی انطباقی در فرد شوند در بهبود اختلالات متعدد روان شناختی از جمله افسردگی حمایت می کنند (براون، آلن، گوتز، 2004؛ گراس و مونز 1995، به نقل از لیورانت و همکاران، 2008). پژوهش هایی مانند لینچ و همکاران (2003) نیز نشان داده اند که آموزش هفتگی مهار تهاي تنظیم هیجانی می تواند به درمان افسردگی مزمن کمک کند (صالحی و همکاران، 1391). همچنین کمپبل – سیلز و همکاران (2006) تأثیر مثبت راهبردهاي تنظیم هیجانی مانند پذیرش هیجانی بر روي افراد داراي اختلالات خلقی از جمله افسردگی و اضطراب را نشان دا دهاند (لیورانت و همکاران، 2008). آنتونی (2006) هم در یک فرا تحلیل نشان داده است آموزش تنظیم هیجانی مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیک اثرات بزرگی بر کاهش افسردگی بعد از درمان و طی دوره هاي پیگیري دارد (علوي و همکاران، 1390). نتایج مطالعه لیورانت و همکاران (2008) نیز نشان داد که  بهکارگیري راهبردهاي تنظیم هیجانی از جمله پذیرش هیجانی تأثیرات بالقو هاي بر افراد افسرده و کاهش علایم افسردگی مانند ناراحتی و غم دارد. برکینگ و همکاران (2014) هم نشان دادند که یادگیري مهارت هاي تنظیم هیجانی کارآمد به عنوان یک پیشبینی کنندة قوي و منفی نشان ههاي افسردگی و عود این نشان هها در درازمدت عمل می کنند. در ایران هم نتایج پژوهش صالحی و همکاران (1391) نشان داد که آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر روش رفتاردرمانی دیالکتیک منجر به کاهش علائم افسردگی در دانشجویان شده است. علوي و همکاران (1390) نیز در پژوهشی نشان دادند که شیوة رفتاردرمانی دیالکتیکی که تنظیم هیجانی یکی از مؤلفه هاي آن بود سبب کاهش دشواري هاي تنظیم هیجانی و همچنین کاهش معنادار نشانه هاي افسردگی در جمعیت دانشجویان شد. این یافته ها مؤید آن است که شیوه هاي درمانی مبتنی بر تنظیم هیجانات می توانند گزینۀ درمانی مناسبی براي مقابله با چال شهاي موجود در زمینه درمان افسردگی یعنی نابسنده بودن شیو ههاي ملاحظه اي سنتی و ضرورت بررسی روش هاي درمانی جدید با توجه به هزینه هاي انسانی و اجتماعی افسردگی باشند. حال با توجه به نقش مشکلات تنظیم هیجانی در ایجاد و تداوم اختلالات هیجانی به نظر می رسد آموزش و به کارگیري مهارت هاي تنظیم هیجانی در جهت کاهش مشکلات هیجانی مانند افسردگی مؤثر باشد. از سوي دیگر با توجه به نرخ بالاي شیوع افسردگی در جمعیت دانشجویان و لزوم توجه به آن و تشخیص عواملی که ممکن است در پیشرفت و تداوم این اختلال دخیل  باشند و همچنین مناسب بودن این جمعیت براي بررسی اثربخشی رویکردهاي درمانی جدید مانند آموزش شیوه هاي تنظیم هیجانی هم از جنبۀ برخورداري از سطح شناختی مناسب و هم از لحاظ پذیراتر بودن نسبت به رویکردهاي درمانی جدید پژوهش حاضر در پی بررسی پاسخگویی به این سؤال است که آیا آموزش خودکنترلی هی نجا ی در کاهش افسردگی دانشجویان اثربخش است؟

 

روش 

جامعۀ آماري، نمونه و روش نمونه گیري  جامعۀ آماري این پژوهش شامل کلیۀ دانشجویان دانشگاه پیام نور شهرستان بوکان است که در نیمۀ دوم سا ل93 -92 به تحصیل اشتغال داشتند. براي تعیین نمونۀ تحقیق ابتدا اطلاعیه هایی در دانشگاه و در میان دانشجویان پخش گردید و از کسانی که با مشکل افسردگی مواجه بودند درخواست شد با مراجعه به مرکز مشاورة دانشگاه درصدد کمک برآیند. سپس با استفاده از روش نمون هگیري مبتنی بر هدف از میان مراجعه کنندگانی که در پی اطلاعیه ها به مرکز مشاورة دانشگاه مراجعه کرده بودند، با توجه به ملا كهاي درنظرگرفته شده ازقبیل مصاحبۀ بالینی و نمرة پرس شنامۀ افسردگی، 40 نفرانتخاب شدند و به صورت جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش(20 نفر) و گروه گواه (20 نفر) قرار گرفتند.

 

ابزار انداز هگیري  در این تحقیق از مقیاس درج هبندي افسردگی هامیلتون[8] (1960) به عنوان ابزار پژوهش استفاده گردید. این مقیاس براي سنجش و ارزیابی نشانه هاي افسردگی کاربرد فراوانی دارد. در سال 1994 یک بازنگري در مجلات روان پزشکی نشان داد که 66 درصد مطالعات پژوهشی منتشر شده براي سنجش نشانه هاي افسردگی از مقیاس افسردگی هامیلتون استفاده نموده اند. مقیاس درجه بندي افسردگی هامیلتون یک ابزاري است که از سوي مشاهد هگر (روان پزشک، روان شناس ، روان پرستار و غیره) نشانه هاي افسردگی بیمار درج هبندي می شود. این مقیاس 24 آیتم دارد که هر آیتم پنج گزینه دارد که به صورت 0، 1، 2، 3  و 4 نمره گذاري می شوند. اعتبار و پایایی این مقیاس در پژوهش هاي مختلف مورد تأیید قرار گرفته است. همچنین ضریب همبستگی این مقیاس با پرسشنامه افسردگی بک معنی دار گزارش شده است.

 

شیوة اجراي پژوهش 

کاربندي پژوهش در این مطالعه عبارت بود از آموز ش خودکنترلی هیجانی بر اساس الگویی برگرفته از کتابچۀ آموزش مهار تهاي زندگی موتابی و فتی (1386)، کتاب آموزش مهارت هاي زندگی ناصري (1386) و کتاب

تکنیک هاي تنظیم هیجان در روان درمانی (راهنماي کاربردي) (لیاهی، تیرچ و ناپولیتانو، 2012). این برنامه طی 10 جلسه 60 دقیقه اي سازما ندهی و در مدت پنج هفتۀ متوالی به دانشجویان گروه آزمایش ارائه گردید. درحالی که گروه  گواه هیچ مداخله اي دریافت نکردند.

 

جلسات آموزش

جلسۀ اول: معارفه و ایجاد رابطه حسنه، معرفی مشاور به اعضا، تعریف خودکنترلی 

جلسۀ دوم: تعریف هوش هیجانی، فواید کنترل هیجان،ارائه تکلیف مدیریت هوش هیجانی، تخمین میزان هوشهیجانی در خود

جلسۀ سوم: تعریف هیجان، معرفی انواع هیجان، ارائه تکنیک تمرین حالات هیجانی با استفاده از تصاویر و بازي نقش، ارائه جدول براي شناسایی هیجانات، ارائه تکلیف جدول براي شیوه هاي ابراز هیجان و احساس جلسۀ چهارم: آگاهی هیجانی و ابراز سازگارانه آن جلسۀ پنجم: تعریف افسردگی، شناسایی علایم افسردگی،  جلسۀ ششم: ارائه تمرین تصحیح افکار منفی، استفاده از گفتار درونی 

جلسۀ هفتم: رویکردهاي رفتار براي خودکنترلی، ارائه تکلیف مدیریت زمان (برنامه ریزي هفتگی)، بررسی اهداف کوتاه مدت و بلندمدت و جایگاه آن در برنامه هفتگی، طرح ریزي براي پرهیز از بحرا نهاي غیرضروري، ارائه چهار نوع هدف (از نظر درجه اهمیت و ضرورت)  جلسۀ هشتم: بررسی استرس ها، ارائه راهبردهاي مقابله با استرس، تکنیک هاي توجه برگردانی  جلسۀ نهم: تنظیم بعد جسمانی هیجان، ارائه تکنیک تن آرامی، تنفس عمیق، حالات چهره اي و ژست بدنی مناسب با وضعیت هیجانی مطلوب

جلسۀ  دهم: تنظیم بعد شناختی هیجان، ارائه تکنیک A-B-C

 

شیوة تجزیه وتحلیل آماري داده ها 

جدول 1. میانگین و انحراف معیار افسردگی دانشجویان در گروه هاي آزمایش، کنترل و پیگیري

                              انحراف استاندارد        میانگین تعداد               مرحله گروه ها
                       5/196

5/771

 65/05   48/4   20

20

پیش آزمون  پس آزمون آزمایش
  5/134   44/6   20 پیگیري  
  9/589

6/072

  63/2

62/65

  20

20

پیش آزمونپس آزمون کنترل
  8/672  60/5   20 پیگیري  

از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی و با پیش آزمون به عنوان متغیر کمکی، مقدار F به دست آمده در آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. براي تجزیه و تحلیل سطح 05/0<p معنی دار است؛ بنابراین می توان نتیجه گرفت،

جدول 2. آزمون لوین جهت بررسی همسانی واریانس ها در متغیر افسردگی

                                   F               درجۀ آزادي درون گروهی                        درجۀ آزادي بین گروهی معنی داري
  0/193   38   1   0/663

تجزیه و تحلیل دا دههاي خام حاصل از این پژوهش با استفاده

اطلاعات هم از نرم افزار آماري SPSS استفاده گردید.

 

یافته ها  در این قسمت نتایج مربوط به تأثیر مداخله آموزش خودکنترلی هیجانی بر افسردگی دانشجویان ارائه شده است

اطلاعات جدول 1، میانگین و انحراف معیار نمرات  افسردگی دانشجویان گروه هاي آزمایش و کنترل را در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیري نشان می دهد. بر اساس این اطلاعات میانگین گروه آزمایش پس از مداخلات کاهش داشته است. به طوري  که این کاهش در مرحلۀ پیگیري نیز ادامه داشته است. جهت بررسی این موضوع که آیا تفاوت میانگین ها از نظر آماري معنادار است یا خیر؟ از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. در این راستا تحلیل کوواریانس داراي مفروضه هایی است که باید تحقق یابد تا بتوان از روش مذکور براي مطالعه و تحلیل داده هاي مربوطه استفاده کرد؛ که در تحقیق حاضر یکی از مفروض ههاي اساسی تحلیل کوواریانس یعنی پیش فرض همگنی واریانس ها توسط آزمون لوین براي همسانی واریانس ها مورد بررسی قرار گرفت که نتایج حاصله در جدول قابل مشاهده است.

همان گونه که نتایج جدول 2 نشان می دهد خطاي واریانس گروه هاي مورد مطالعه همگن و برابر است چون مقدار F به دست آمده برابر 193/0 است که در سطح 05/0<P معنی دار نیست؛ بنابراین مفروضۀ همگنی واریانس ها برقرار است و این پیش فرض رد نمی شود.

نتایج جدول 3 نشان می دهد با در نظر گرفتن نمرات مداخلات آموزش خودکنترلی منجر به تفاوت معنادار میان گروه هاي آزمایش و گواه شده است. میزان تأثیر حدود 65 درصد بوده است یعنی 65 درصد واریانس پس آزمون مربوط به مداخلات آموزش خودکنترلی بوده است. بر اساس یافته هاي به دست آمده می توان اظهار داشت بین میانگین اصلاح شدة گروه آزمایش و کنترل با مقدار 165/61=F و درجۀ آزادي 1 با سطح اطمینان 95/0 تفاوت معن یداري وجود دارد. همچنین توان آماري یک است که حاکی از کفایت حجم نمونه دارد؛ بنابراین از نتایج جدول فوق این گونه استنباط می شود که مداخلات آموزشی خودکنترلی هیجانی بر کاهش میزان افسردگی دانشجویان مؤثر بوده است. به علاوه نتایج تحلیل کوواریانس در مرحلۀ پیگیري و سه ماه پس از اجراي اولیه نیز نشان داد که اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی مختص به دورة برگزاري کلا سها نبوده است بلکه تغییرات حاصل در دانشجویان در طول زمان همچنان داراي ثبات بوده است.

 

بحث و نتیجه گیري 

     توان        مجذور اتا سطح

معناداري

 F میانگین

مجذورات

درجه آزادي مجموع مجذورات         شاخص           منابع
  1

  0/623

  0/000

61/165

2703/853

44/206

           1

37

40

2703/853

1635/626

114918

گروه  خطا

 

مجموع

مرحلۀ آزمایشی
  1

  0/623

  0/000

61/165

2703/853

44/206

           1

37

40

2703/853

1635/626

114918

گروه                 خطا

مجموع

مرحلۀ پیگیري

جدول 3. نتایج تحلیل کوواریانس مربوط به تأثیر آموزش خودکنترلی بر افسردگی دانشجویان

هدف اصلی این تحقیق، بررسی تأثیر آموزش خودکنترلی هیجانی بر کاهش افسردگی دانشجویان بود که نتایج نشان داد این کاربندي توانسته است  بهعنوان مداخله اي مؤثر موجب کاهش افسردگی این دانشجویان گردد. یافته هاي این پژوهش

به واسطۀ یک آشفتگی هیجانی مشخص می شوند و اینآشفتگی ها به طور زیربنایی با کارکرد معیوب در تنظیمهیجانی مرتبط می گردند (کرینگ و ورنر، 2004، به نقل ازمحمدي، فرنام و محبوبی، 1390). وقتی که فرد داراي تنظیم هیجانی ناسازگارانه است دور از ذهن به نظر می رسد که فکر کنیم این تنظیم هیجانی به او اجازه خواهد داد که در یک محیط بی واسطه عمل کرده و عملکرد بهینه او را مختل نکند (کول، 1994). به هرحال اگر افراد در تنظیم حالات هیجانی خود مشکل داشته باشند عمدتاً این تجارب هیجانی براي آنها غیر قابل تحمل می شوند و در صورت تداوم می توانند سبب اختلالاتی مانند افسردگی در فرد شوند. اگرچه اتفاق نظر جامعی در مورد نحوه رابطۀ افسردگی و تنظیم هیجانی وجود ندارد اما پیشنهاد شده است که افسردگی از طریق مختلفی می تواند واکن شهاي هیجانی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. نخستین فرضیه پیشنهاد  میکند که افسردگی با کاهش پاسخ هاي هیجانی به محرك هاي ماهیتاً مثبت در ارتباط است. این فرضیه توسط تحقیقاتی که کاهش انگیزش یا فعال یتهاي رفتاري را در افراد افسرده نشان دا دهاند حمایت می شود.

فرضیۀ بعدي پیشنهاد می کند که افسردگی ناشی از افزایش پاسخ هاي هیجانی منفی به محرك هاي ماهیتاً منفی است.

گرچه حمایت هاي تجربی چندانی در خصوص این فرض وجود ندارد. فرضیۀ سوم پیشنهاد می کند که افراد افسرده با افزایش

 

با نتایج تحقیقات مختلفی مانند (براون، آلن، گوتز، 2004؛ گراس و مونز، 1995، به نقل از لیورانت و همکاران (2008)، لینچ و همکاران (2003، به نقل از صالحی و همکاران، 1391)، آنتونی (2006، به نقل از علوي و همکاران، 1390)، لیورانت و همکاران (2008)، صالحی و همکاران (1391) و علوي و همکاران (1390) همخوانی دارد. در توضیح این یافته ها می توان عنوان داشت که اکثر اختلالات روان شناختی یا کاهش غیر عادي در پاسخ هاي هیجانی به محرك هاي ماهیتاً مثبت یا منفی مشخص می شوند. در واقع افراد افسرده به نوعی با تنظیم هیجانی ناکارآمد در مقابل محرکات مختلف مشخص می شوند. شواهد از وجود تغییرات در واکنش هاي هیجانی افراد در طول افسردگی حکایت دارند که خود می توانند ناشی از اختلال و اشکال در انتخاب یا به کارگیري فرآیندهاي تنظیم هیجانی در فرد باشند (پیترز و همکاران 2003؛ روتنبریک، 2005،  به نقل از لیورانت و همکاران،

2008). با این توضیحات به نظر می رسد به کارگیريراهبردهاي تنظیم هیجانی مانند پذیرش و آگاهی هیجانی توانایی افراد افسرده را براي متعادل کردن و بالا بردن سطح پاسخ هاي هیجانی خود افزایش خواهد داد (لیورانت و همکاران، 2008). این آموزش ها سبب می شود که این افراد با توانمند شدن از نظر هیجانی احساس هاي خود را تشخیص دهند، مفاهیم ضمنی آنها را درك کرده و به گون هي مؤثري حالت هاي هیجانی خود را براي دیگران بیان کنند. این افراد در کنار آمدن با تجرب ههاي منفی از موفقیت بیشتري برخوردار شده و سازگاري مناسب تري را در ارتباط با محیط و دیگران نشان می دهند (گولمن، 1995، به نقل از تاجی کزاده و صادقی، 1392). دستیابی به توانایی مقابله موفق با واکنش هاي هیجانی نامطلوب و آزاردهنده سبب پدیدآیی احساس کنترل بر موقعیت هاي استرس زایی می شود که تصور می شود با فرایندهایی که سبب ایجاد حالات افسردگی در فرد می شود ارتباط دارند. در واقع آموزش مهارت هاي تنظیم هیجانی مؤثر در جلوگیري، کاهش و یا کم کردن شدت و مدت حالات بی قراري، اضطراب و افسردگی می تواند سودمند واقع شود (برکینگ و همکاران، 2014). به طور کلی آموزش مداخلات آزمایشی معتبر که در برگیرندة تأکید بر آگاهی و پذیرش هیجانات بوده و در عین حال براي افراد مجموعه اي از استراتژي ها را براي کنترل رفتار به هنگام تجارب هیجانی ناگوار فراهم کنند به احتمال زیاد توانایی افراد براي یک تنظیم هیجانی سازگارانه را افزایش داده و احتمال بروندادهاي روانی نامطلوب مانند افسردگی را کاهش  میدهند. می توان گفت که یادگیري و استفاده از مهارت هاي مؤثر کنترل هیجانی باعث تغییر در منابع شناختی قبلی و محدود فرد شده و نوعی احساس کنترل را در فرد به وجود می آورد. در نتیجه چنین مهارت هایی با افکار افسردگی آور فرد که منجر به تشدید یا عود افسردگی می شوند مقابله می کنند (برکینگ و همکاران، 2014). همان گونه که نتایج پژوهش حاضر نشان داد که به کارگیري چنین مداخلاتی می تواند سبب کاهش افسردگی دانشجویان شود. محدودیت زمانی در اجراي برنامه ي درمانی به علت اجراي آن بر روي جمعیت دانشجویی که در یک بازة زمانی خاص قادر به حضور در جلسات درمان هستند از جمله محدودیت هاي این پژوهش بود. محدود بودن نمونه، به جامعۀ دانشجویان کارشناسی و عدم تعمیم پذیري احتمالی این یافته ها به سایر دور ههاي تحصیلی، به علاوه عدم امکان استفاده از نمون هگیري تصادفی و تأثیري که بر روایی بیرونی یافته ها دارد را می توان از دیگر محدودیت هاي این پژوهش برشمرد. پیشنهاد می شود شیوة آموزش خودکنترلی هیجانی در قالب طرح هاي آزمایشی با نمونه هاي بزرگتر و با گروه هاي مختلف دانشجویی و دا نشآموزي در دانشگاه ها و مدارس انجام شود. همچنین پیشنهاد می شود تحقیق حاضر روي نمونه ها به صورت بالینی نیز انجام گرفته و نتایج آن با گروه هاي مورد آزمایش مقایسه گردد. با توجه به اینکه راهبردهاي تنظیم شناختی هیجان عموماً در کودکی آموخته و در پایان نوجوانی تقریباً به سبک خودکار شناختی فرد تبدیل شده و تقریباً تثبیت  میشوند لذا پیشنهاد می شود که آموزش توقف استفاده از راهبردهاي منفی و استفاده از راهبردهاي مثبت و سازگارانه در سنین کودکی و توسط والدین آغاز شده و از طریق آموزش مهارت هاي تنظیم هیجان در مدرسه تکمیل گردد. در همین راستا به عوامل آموزش و پرورش پیشنهاد می شود که آموزش مهارت هاي تنظیم هیجان براي دانش آموزان و همچنین معلمان و سایر عوامل مدرسه را در زمرة برنامه هاي کاربردي خود قرار دهند. به علاوه به برنامه ریزان آموزش دانشگاهی هم توصیه می شود تربیت کارشناسان متخصص در آموزش تنظیم هیجان را با تعیین سرفصل هایی در این خصوص در رشته هاي مرتبط با این حوزه را در حیطۀ اهداف خود قرار دهند. به علاوه پیشنهاد می شود که این برنامه  بعنوان بخشی از برنامه هاي کاهش افسردگی در مراکز خدمات مشاوره اي دانشگاه ها به کار گرفته شود.  

سپاسگزاري: از کلیه دانشجویانی که در این پژوهش مشارکت کردند و همچنین از عوامل دانشگاه پیام نور واحد بوکان که زمینه انجام این پژوهش را فراهم کردند، تشکر و قدردانی می شود.

 

منابع

تاجیک زاده، فخري؛ صادقی، راضیه (1392). “بررسی سبک هاي کنترل هیجانی پی شبینی در پرخاشگري دانشجویان دختر”.

فصلنامه علمی پژوهش زن و جامعه، 4 (4)، 113-97.

صالحی، اعظم؛ باغبان، ایران؛ بهرامی، فاطمه؛ احمدي، سید احمد (1391). “تأثیر دو روش آموزش تنظیم هیجان مبتنی بر مدل فرآیند گراس و رفتاردرمانی دیالکتیک، بر علائم مشکلات

هیجانی”. مجلۀ تحقیقات علوم پزشکی زاهدان، 14، 2، 55-

.49

علوي، خدیجه؛ مدرس غروي، مرتضی؛ امی نیزدي، سید امیر؛ صالحی فدردي، جواد (1390). “اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی به شیوة گروهی (با تکیه بر مؤلفه هاي هوشیاري فراگیر بنیادین، تحمل پریشانی و تنظیم هیجانی) بر نشان ههاي افسردگی دانشجویان”. مجلۀ اصول بهداشت روانی، 13 (2)، 35-34.

محمدي، مسعود؛ فرنام، رابرت؛ محبوبی، پریسا (1390). “رابطه بین سبک هاي دل بستگی و دشواري در تنظیم هیجانی با رضایت زناشویی در معلمان جزیره کیش”. فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ، 2(7)، 9-20.

منتظري، علی؛ موسوي، سیدجواد؛ امیدواري، سپیده؛ طاووسی، محمود؛ هاشمی، اکرم؛ رستمی، طاهره (1392). “افسردگی در ایران: مرور نظام مند متون پژوهشی”. فصلنامه پایش، 12 (6)، 594 – 567.

موتابی، فرشته، فتی، لادن و همکاران (1386). آموزش مهارت هاي زندگی »مدیریت استرس و مقابله هاي سازگارانه«. تهران: دفتر امور زنان وزارت بهداشت، درمان و آموزش و پزشکی  ناصري، حسین (1386). مهارت هاي زندگی ویژة دانشجویان.

تهران: معاونت امور فرهنگی و پیشگیري سازمان بهزیستی کشور.

 

Greenberg, L.S., Elliott, R. & Pos, A.E. (2007).

Emotion-focused therapy: An overview.

Gross, J.J. (2007). Handbook of emotion regulation. New York: Guilford press.

Hamilton, M.A. (1960). A Rating Scale for Depression. Journal Neurol Neurosurg

Psychiatr, 23:56-62.

Heppner, W.L., Kernis, M.H., Lakey, C.E., Campbell, W.K., Goldman, B.M., Davis, P.J., et al. (2008). Mindfulness as a means of reducing aggressive behavior: Dispositional and situational evidence. Aggressive Behavior, 34(5), 486–496.

Hwang, J. (2006). A processing model of emotion regulation: insights from the attachment system. Doctoral dissertation, College of Arts and Sciences, Georgia State University.

Kun, B. & Demetrovics, Z. (2010). Emotional intelligence and addictions: A systematic review. Substance Use & Misuse, 45(7–8), 1131–1160.

Leahy, Robert L., Dennis, D. Tirch, & Lisa A. Napolitano. (2012). Emotion regulation in psychotherapy: A practitioner’s guide. New York: Guilford press.

Liverant, G.I., Brown, T.A., Barlow, D.H. & Roemer, L. (2008). Emotion regulation in unipolar depression: The effects of acceptance and suppression of subjective emotional experience on the intensity and duration of sadness and negative affect. Behaviour Research and Therapy, 46(11), 1201-1209.

Patron, E., Messerotti Benvenuti, S., Favretto, G., Gasparotto, R. & Palomba, D. (2014). Depression and reduced heart rate variability after cardiac surgery: The mediating role of emotion regulation. Autonomic Neuroscience, 180, 53-58.

Berking, M. & Wupperman, P. (2012). Emotion regulation and health: state of the art. Current Opinion in Psychiatry, 25, 128e134.

Berking, M., Wirtz, C.M., Svaldi, J. & Hofmann, S.G. (2014). Emotion regulation predicts symptoms of depression over five

years. Behavior research and therapy, 57, 1320.

Buckholdt, K.E., Parra, G.R. & Jobe -Shields, L. (2009). Emotion regulation as amediator of the relation between emotion socialization and deliberate self-harm. The American Journal of Orthopsychiatry, 79(4), 482–490.

Butler, E.A., Egloff, B., Wilhelm, F.H., Smith, N.C., Erickson, E.A. & Gross, J.J. (2003). The social consequences of expressive suppression. Emotion, 3, 48–67.

Chambers, R., Gullone, E. & Allen, N.B. (2009). Mindful EmotionRegulation: on Integrative Review, Clinical Psychology Review, 29, 560- 572.

Cisler, J. M., Olatunji, B.O., Feldner, M.T. & Forsyth, J.P. (2010). Emotion regulation and the anxiety disorders: An integrative review. Journal of Psychopathology and Behavioral Assessment, 32(1), 68–82.

Cole, P.M. (1994). The development of emotion regulation and dysregulation: A clinical perspective. Monographs of the Society for Research in Child Development, 59(2/3), 73– 100.

Fosca, G.M. (2008). Beyond the Parent-child Dyad: Testing Family Systems Influences on Children’s Emotion Regulation, Doctoral Dissertation of Philosophy, Marquette University, Milwauke, Wiscansin.

Gratz, K.L., Rosenthal, M.Z., Tull, M.T., Lejuez, C.W. & Gunderson, J.G. (2006). Anexperimental investigation of emotion dysregulation in borderline personality disorder. Journal of Abnormal Psychology, 115(4), 850–855.

[1] . Berking et.al

 

[2] . Cisler, Olatunji, Feldner & Forsyth

[3] . Kun & Demetrovics

[4] . Liverant et.al

[5] . Patron et.al

[6] . Chambers, Gullone & Allen

[7] . Greenberg, Elliott & Pos

[8] . Hamilton

سایت پتروس کاملترین بانک دانلود پایان نامه ، پروپوزال ، پروژه دانشجویی و گزارش سمینار با هزاران فایل پایان نامه و پروپوزال آماده دانشجویی با فرمت word و پسوند doc قابل ویرایش کارشناسی ارشد با امکان دانلود رایگان پروپوزالها و پایان نامه ها امکان خرید پایان نامه را برای دانشجویان و محققان محترم برای استفاده در تحقیقات فراهم نموده است. سایت پتروس یکی از  کاملترین و بزرگ ترین سایت های فروش پایان نامه آماده می باشد شما در سایت پتروس امکان دانلود پروژه دانشجویی ، دانلود پروپزال و همچنین دانلود پایان نامه را خواهید داشت. در صورتی که به دنبال پایان نامه و پورپوزال دانشجویی خاصی می گردید می توانید در باکس زیر کلمه کلیدی خود را وارد نمایید :